میم مثل مادر، مادر مثل زهرا...


مادر عزیز!
در مدت 9 ماه حمل، زهدان تو امانتدار نظام عالم است...
رحم تو عرش خدا و لوح محفوظ حق می گردد...
خدای عالم، سراسر عالم را مشک زنی می کند
و نطفه ای را به عنوان عصاره و زبده ی نظام آفرینش به دست می آورد
و آن را به مادر عزیز می سپارد...
بدین گونه جایگاه مادر در نظام هستی روشن می شود...
که خداوند عالم خلق شده را خلاصه می کند و تحویل زن می دهد
و به او می گوید که از این خلاصه، انسان بساز... " طهارت، جلد 1"
تبریک نوشت: یکی از زیباترین کلمات دنیا مادره.روز مادر بر تمام مادران این کره خاکی مبارک...![]()
الهی نوشت: الهی ما همه بی چاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای...
__________________________ ______________ ____________________

۱-شاید کمتر کسی رو توی کشورمون ایران پیدا کنید که از شیراز و وضع بی مثالش بی خبر باشه.شیرازی که پایتخت دوران درخشان فرمانروایی پارس ها بر اکثر نقاط این کره خاکی بوده و نوابق و بزرگ مردان و شیر زنان زیادی رو به دنیا معرفی کرده.من شیرازیم و خیلی این شهر رو دوس دارم و حتی اونو با تهران پایتخت با اون همه عظمت و مدرنیته و شهرای دیگه که هر کدوم حرفی واسه گفتن دارن عوض نمیکنم ولی باور کنید که این حس درونیه و هیچ ربطی به نژاد پرستی و تعصب و غرور نداره.این فقط به خاطر اینه که توی این ۲۲ سال و ۲۲۶ روزی که از خدا گرفتم سعی کردم روز به روز بیشتر ارزش های بزرگان و تاریخچه شیراز رو بشناسم و بهش علاقه مند تر بشم و باور کنید که هرکسی با هر ملیتی و هر دین و آیینی هم جای من بود اینقدر به شیراز علاقه مند میشد.حافظ و سعدی و تخت جمشیدش واسه کل کل بین همه افراد تاثیر گذار و مکان های فرهنگ و تمدن دنیا بسه... همینطور که خودتون میدونید من زیاد میرم سفر و بیشتر شهرای ایران رو هم رفتم و گشتم و میشناسم و بازم خواهم رفت ولی هیچ جا مثل شیراز نمیشه واسم.اینا رو نگفتم که شما هم به پا خیزید و ولایت خودتون رو تکذیب کنید و بیفتین به جون مامان باباتون که خوشا شیراز و وضع بی مثالشو اینا....بلکه گفتم که حداقل دیدتون بیشتر تر از گذشته نسبت به شیراز باز بشه و بیش از پیش دوسش داشته باشید و توی سفرهاتون حتما گذری به فرهنگ و تمدن و ادب پارسی داشته باشید.(اگه از مسئولین استان کسی صدامو میشنوه پورسانت منو هم در نظر بگیره!!!!
)
خلاصه اینکه هفته شیراز رو به همه شیرازیا و ایرانیا و همه دوست داران شیراز تبریک عرض میکنم...![]()
۲- امروز روز معلمه.من از اون دسته از آدمایی هستم که همیشه و در هر زمان و مکانی جوری زندگی کردم،درس خوندم و رفتار کردم که بعدا بهش غبطه نخورم.بهترین دوران رو توی دبستان و راهنمایی و متوسطه و حتی دانشگاه داشتم.خدایی دوران خوبی بودن.پر از شادی و لذت و بازی...دنیای رنگی و بدون فکر و مشغله و ناراحتی.همیشه گفتم و میگم که گذشته ها گذشته و نیازی واسه بازگشت به قبل رو احساس نکردم و نمیکنم ولی اگه بگن دوباره دوس داری به گذشته برگردی فقط به خاطر اون شادی های کودکانه و دنیای رنگی دوس دارم برگردم و نه به خاطر تغییر دادن چیزی یا اتفاقی.شاید باورتون نشه ولی هنوز یکی دو ماه بیشتر از فارغ التحصیلیم نگذشته دلم واسه دانشگاه و کلاسا تنگ شده.چون هیچ وقت به خاطر کسی یا به مراد کسی رفتار نکردم که بخوام ازش فراری باشم.هر وقت لازم بود تو روی استاد و مدیر گروه و رفیق و مسئولین وای میسادم و به موقشم کارای خوب و فرهنگی و قدر دانی...هیچ وقتم نترسیدم.حتی اون لحظه ای که به خاطر رفتار نامناسب و تدریس غلط استاد کامپیوتر بهش اعتراض کردم و اینقدر این کارمو ادامه دادم که کلاس رو ترک کرد و بعدشم گفته بود که به هیچ صراطی مستقیم نیس و راهی جز حذف ندارم و همه بچه ها تک تک میومدن و میگفتم که بدترین کار رو کردی و ترم آخری به خاطر ۱ واحد عملی یه ترم دیگه رو باید نوش جان کنی ولی راستش من به کارم ایمان داشتم و پای همه چیزش محکم وایسادم و به خدا توکل کردم و نمره رو هم گرفتم،بدون هیچ پاچه خواری و اصرار.......یا وقتی ترم آخر استاد کشتی به خاطر غیبت های زیادی که همزمان با ساعت کارم بود گفت حذفی و ترم دیگه بیا و من کسی نیستم و نبودم که به آدمایی مثل تو نمره بدم و قهرمانای ملی و جهانی و المپیک هم که تو کلاسمون بودن با غیبتاشون حذف میشدن و توی تاریخ تدریس این استاد کسی با شرایط من نمره نگرفته بود و اون موقع هم من به کارم و خدا ایمان داشتم.شاید باورتون نشه ولی کسایی رو فرستادم جلو که اگه سنگ بود آب میشد.از مسئولین و اساتید و رفقای نزدیک و اقوام استاد بگیر تا داداش و مادر و همه و همه نتونستن کوچکترین تاثیری روش بذارن.ولی وقتی خودم رفتم جلو و باهاش صحبت کردم برای اولین بار و اخرین بار تونست کسی تاثیر گذار باشه روی استاد و نمرمو هم گرفتم و هنوز خیلی از همون اساتید و مسئولین و دوستان باورشون نمیشه که این استاد همچین کاری کرده...
و در آخر اینکه اگه به کارتون و خدا ایمان داشته باشید مطمئن باشید که چیزی جز روشنی و خوشبختی نسیبتون نمیشه...
ممنونم که تا آخرشو خوندید...
من نوشت: انسان ها وقتی یکدیگر را دوست دارند ، زیباتر از همیشه اند...
__________________________ ______________ ____________________
__________________________ ______________ ____________________

من نوشت:
__________________________ ______________ ____________________

اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را بهعنوان استاد سخن میشناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.
این شاعر گرانمایه در سال 655 هجری زیباترین و لطیفترین شعرهای خود یعنی بوستان را د...ر ده باب سرود و در آن به مهمترین مسایل اخلاقی و انسانی مانند عدل، احسان، عشق ، تواضع ، قناعت ، شكر و توبه پرداخت.
سعدی همچنین در سال 656 اثر دیگر خود یعنی گلستان را به رشته تحریر در آورد كه آمیزهای از نظم و نثر و مجموعه حكایاتی است كه سعدی موضوع آن را تجربه كرده یا ساخته ذهن او است.
در كنار همهاوصافی كه برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازهی ایرانی، آورده اند بسیاری سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت میشناسند.
از این رو سعدی نه تنها در شیراز و نه تنها در كشور خود بلكه در همه جهان نامی آشنا و شناخته شده است به طوری كه از میان بزرگان ادب، تنها شعر او است كه بر سردر مقر سازمان ملل در نیویورك نوشته شده است
من نوشت: خواستیم خیر سرمون روز بزرگداشت سعدی رو در کنار آرامگاه این بزرگوار بگذرونیم که وقتی رسیدیم دیدیم راه رو بستن و کلی مامور از همه مدل همه جا پخشن.اومدیم بریم داخل گفتن فقط با کارت دعوت.بعد فهمیدیم به یمن اومدن رئیس جمهور گرامی ما شیرازیا و همه کسانی که از یه گوشه از این کره خاکی و به خاطر بزرگداشت شیخ عجل اومده بودن اونجا حق ورود نداریم و این شد که همه مردم نعره زنان به سوی خانه های خویش روانه شدندی!
__________________________ ______________ ____________________

اول از هر چیزی سلام به همه دوستان سرزمین بلاگستان و ممنون که به یادم هستید.راستش این روزا زیاد حال و هوای نوشتم ندارم.نه اینکه حرفی واسه گفتن نداشته باشم،نه برعکس کلی حرف دارم واسه گفتن ولی نمیدونم چرا نوشتنم نمیاد.من هر روز میام اینجا و نظرات و پست هاتون رو میخونم ولی واسه ننوشتن خودم دلیل قانع کننده ای ندارم...
داشتم مجله میخوندم که مطلب جالبی در مورد انیشتین دیدم و اینو دلیلی واسه به روز شدنم و سلامی دوباره به شما دیدم.پس این شما و این هم آقای مو سفید شلخته:
" این دیگر چه معناییست که هیچ کس نظرات مرا درک نمی کند ولی همه خود من را قبول دارند؟ "
۱-بعید است که هیچ دانشمند دیگری را بشود سراغ کرد که به اندازه انیشتین مشهور باشد.شهرت او البته دو منبع جداگانه دارد.یکی نظریه نسبیت او که خودش می گفت از وقتی ریاضیدان ها از سر و کولش بالا رفته اند، دیگر خودش هم آن را نمی فهمد و دوم نقشش در ماجرای "پروژه منهتن" و بمب اتم. انگار که این پروفسور خنده روی دوست داشتنی نیمه دیگر و تاریکی داشته است مثل مستر هاید، نیمه شب ها بالا بیاید، مردی مطلقا اسرارآمیز...
۲-مردی که نماد دانش مدرن به حساب می آید ، خودش اصلا دوست نداشت دانشمند باشد،فیزیکدان باشد و معروف باشد.یک بار در نامه به دوستش نوشته بود که اگر دوباره به دنیا بیاید کفاش خواهد شد و یک بار هم گفته بود که کاش به جای فیزیک و محاسبات ریاضی رفته بود سراغ نویسندگی و دنیای ادبیات.گفته بود: " تخیل مهم تر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را در بر می گیرد "
۳- انیشتین آن طور که شایع است گیج نبود. درست است که همواره از در محاسبه مالیات بر درآمد مشکل داشت اما روایات رو به افزایشی که درباره بی حواسی او رایج است هم در هیچ زندگینامه معتبری نیامده است.انیشتین به دوچرخه سواری علاقه داشت.مدتی از وقت هر روزش به دنبال کردن ستون های ثابت روزنامه ها می گذشت.با دانشجویانش رابطه چندان خوبی نداشت.به شدت مذهبی بود.نواختن ویولن را به صورت حرفه ای دنبال می کرد و بلاخره اینکه معتقد بود: " آدم باهوش مساله را حل می کند اما آدم خردمند از روبرو شدن با آن خودداری می کند. "
من نوشت ۱: حال من خوب است، شما هم باور کنید...
من نوشت ۲: در مورد سوالای زیادی که اون خبر دومی چیه کیه چه شکلیه باید بگم که این کار خیلی زشتیه! شوخی کردم خواستم قافیش جور شه.ایشالا به موقش.صبور باشید که خداوند صابران را دوست دارد...
__________________________ ______________ ____________________
__________________________ ______________ ____________________

چش رو هم گذاشتیم و سال ۹۰ هم تموم شد.سالی که پر از تحول و اتفاقات خوب و بد بود واسه همه ما.اگه منم بخوام بهتریم اتفاقات این سال رو بگم خلاصه میشن توی همین ماه آخر سال یعنی همین اسفند خودمون! توی این ماه ۲ تا از مهمترین اتفاقات زندگیم رخ داد که تاثیرات زیادی را به همراه داشته و خواهد داشت.اولی سفر به کربلا و دومی!
خیلی نمیخواد روی دومی زوم کنید.ایشالا در فرصتهای آتی شاید بیشتر بهش بپردازم.فقط در همین حد بدونید که یکی از بهترین اتفاقاتیه که توی زندگی هر شخصی میتونه به وجود بیاد و انشالا و به یاری خدا به سرانجامی میمون خواهد رسید...
انشااله که سال ۹۱ سالی پر از شادی همراه با اتفاقات خوب و هر آنچه که در ذهن می پرورانید واستون باشه و به همه خواسته هاتون برسید.
هم اکنون که شما این مطلب رو میخونید بنده در این وادی نیستم و در مسیر سفر به سر میبرم.امسال هم همانند سالهای اخیر سال تحویل رو در جوار حرم امام رضا (ع) خواهیم بود.احتمالا سفری هم به خطه سرسبز شمال خواهیم داشت.سالی خوبی رو واسه همتون آرزو میکنم.عید همتون مبارک...![]()
__________________________ ______________ ____________________
__________________________ ______________ ____________________